چرا پیوستن به توافق هسته ای ایران حتی با وجود پیروزی بایدن، چندان هم آسان نیست؟

چرا پیوستن به توافق هسته ای ایران حتی با وجود پیروزی بایدن، چندان هم آسان نیست؟

چنانچه پای توافق جدیدی با ایران در میان باشد «استاندارد طلا» پیمان انرژی با امارات متحده عربی که شامل مذاکره منطقه ای برای استفاده صلح آمیز انرژی هسته ای است نیز باید در نظر گرفته شود.

کریس وان هولن، سناتور آمریکایی در پادکستی که این هفته در Al-Monitor  منتشر شد، بیان کرد که عربستان سعودی باید در توافقنامه ای که وی آن را توافقنامه «استاندارد طلای» هسته ای غیرنظامیان می خواند،‌ شرکت کند:‌ توافقنامه عدم غنی سازی داخلی اورانیوم (که در سطوح بالاتر می تواند برای ساخت سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گیرد) و پایبندی به پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژي اتمی (IAEA) که امکان بررسی گسترده تر و بازرسی توسط آژانس انرژی هسته ای را فراهم می کند.

استاندارد طلای یاد شده،‌ توافقی است که امارات متحده عربی آن را توافق هسته ای مدنی با آمریکا می خواند و هر دو شرط بالا را شامل می شود.

اگر این توافق به اندازه کافی برای امارات متحده عربی سودمند باشد باید برای عربستان سعودی نیز مفید واقع شود و اگر این توافقنامه رضایت هردو کشور را در بر داشته باشد، شاید بتواند برای ایران نیز کارساز باشد.

در حقیقت از آنجا که بنیان برجام سست است، حتی اگر بایدن در رقابت ریاست جمهوری پیروز شود، یک گفتگوی منطقه ای  در مورد انرژی هسته ای غیر نظامی باید یکی از موضوعات موج بعدی مذاکرات برای رسیدن به توافقی جدید و یا توافق اصلاح شده هسته ای باشد.

حال به شرح دلایلی می پردازیم که حتی در صورت پیروزی بایدن برجام (JCPOA) دچار مشکل خواهد بود:

همانطور که پیش تر اشاره شد،‌ ترامپ و بایدن هردو به دور جدیدی از دیپلماسی با ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرده اند.

به گفته ترامپ، وی حاضر به رسیدن به توافقی جدید با ایران است. برخلاف عدم پذیرش توافق هسته ای گذشته،‌ وی خواستار رسیدن به توافقی جدید و بهتر با ایران است و بارها علاقه خود به مذاکره با حسن روحانی را نشان داده است. اگرچه اکثر اوقات سخنان مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا نادیده گرفته شد، وی نیز بارها علاقه آمریکا برای مذاکره با ایران بدون هیچ پیش شرطی را اعلام کرده است:  مذاکره در مورد برنامه ای 10 ماده ای در مورد سیاست هایی از ایران که ایالات متحده خواستار تغییر آن هاست.

از سوی دیگر، بایدن اعلام کرده است که چنانچه ایران کاملا مطابق برجام رفتار کند، ایالات متحده نیز حاضر به پیوستن به این برنامه خواهد بود. اما به نظر می رسد که بایدن نیز همانند ترامپ خواستار توافقی جدید است. وی اعلام کرده است که پیوستن به برجام «نقطه شروعی» برای شروع مذکرات برای استحکام و توسعه این برنامه بوده و به تبع آن به طور چشمگیری فشار اقتصادی تحمیل شده به ایران کاهش خواهد یافت. اما ایران تاکنون پیشنهادات هردو کاندیدا را رد کرده است.

سه دلیل عمده ای که پایه برجام را سست می کنند، به شرح زیر می باشند:

  1. وزیرامور خارجه ایران، محمد جواد ظریف در گفتگویش در شورای روابط خارجی در هفته جاری بیان کرد که «ایران مطلقا حاضر به مذاکره برای رسیدن به توافقی جدید و یا اصلاح توافق گذشته نیست». وی همچنین افزود: «ایالات متحده آمریکا باید میلیاردها میلیارد دلار غرامت بابت ضربه ای که به دلیل تحریم ها به اقتصاد ایران وارد شده است بپردازد». شایان ذکر است که نه ترامپ و نه بایدن حاضر به پرداخت چنین غرامتی بابت ضررهای وارد شده به ایران نیستند.
  2. دومین دلیل،‌ عدم همکاری ایران است. براساس آخرین گزارش آژانس بین المللی انرژي هسته ای که در ژوئن منتشر شد،‌ تهران به بازرسان آژانش اجازه دسترسی به دو پایگاه اعلام نشده که احتمال وجود مواد و فعالیت های هسته ای در آنها وجود دارد را نداده است. اگرچه جلسات پی در پی و وعده های ایران در ماه گذشته آژانس بین المللی انرژي هسته ای و اروپا را امیدوار کرد اما اثبات همکاری ایران در گرو گزارشات آتی است.
  3. سومین دلیل، ‌«وجود واقعیت هایی» است که از 2018 تاکنون مورد توجه قرار نگرفته اند:‌ انقضا تحریم تسلیحاتی ایران، سیل تحریم های آمریکا پس از ریاست جمهوری ترامپ و کناره گیری آمریکا از توافق هسته ای از این قبیل می باشند.

در صورت برنده شدن بایدن و پذیرفتن برجام،‌ دولت وی باید احتمال فروش تسلیحات از روسیه و چین به ایران را بپذیرد که پذیرش این امر برای بایدن و دولتش که نگران فعالیت های هسته ای ایران هستند، دشوار خواهد بود. حال سوال این است که آیا بایدن به راحتی تحریم هایی که ترامپ وضع کرده است را مطابق انتظار ایران لغو می کند یا این تحریم ها را به مرور و در ازای برآورده شدن انتظاراتی که از ایران دارد لغو خواهد کرد؟

 

حال به بررسی سیاست هایی که ممکن است ایران در دور بعدی دیپلماسی پیشه کند می پردازیم.

 

چه ترامپ گوی رقابت را برباید و چه بایدن، چیزی که مسلم است وجود مذاکره آتی ایران وآمریکا می باشد. تندروی ایران در مورد فعالیت های هسته ای دیگر تعجب برانگیز نیست، اما نکته مثبتی که در این میان به چشم میخورد،‌ آمادگی سران ایران برای مذاکره است. ایران به دلیل وجود تحریم های آمریکا صدمه زیادی دیده و از این رو خواستار رفع آنها می باشد.

از طرف دیگر،‌ اروپائیان خواستار بازگشت آمریکا به میدان هستند. دیپلماسی دیگری که ممکن است در خاورمیانه حکمفرما شود،‌ افزایش فعالیت های هسته ای است که برجام سعی در جلوگیری آن دارد. هر پیشرفتی با ایران مستلزم داشتن دیپلماسی مناسب با رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین و رئیس جمهور چین شی جین پینگ است که در سه سال اخیر روابط محکم تری با ایران برقرار کرده اند.

در اینجا سه پیشنهاد برای دور بعدی دیپلماسی دشوار با ایران با استفاده از برجام مطرح می شود.

  1. لازم است که یک گفتگوی منطقه ای در مورد رویکردهای مشترک و ایمن برای گسترش برنامه هسته ای غیرنظامی و موضوعات امنیتی بدیهی و جا افتاده در منطقه و موضوعات آزاردهنده ترتیب داده شود. شرکای آمریکا در منطقه نیز در این گفتگو حاشیه نشین نخواهند بود. سفیر اسرائیل در ایالات متحده،‌ رون درمر در گفتگو با المانتیور، برجام را یک «تجربه ناموفق» خواند. در نتیجه این بار در صورتی که اسرائیل مخالف باشد هیچ توافق جدیدی انجام نخواهد شد و برخلاف مذاکرات برجام،‌ بایدن و ترامپ هرکدام که پیروز میدان باشند باید صدای اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس در مورد توافق هسته ای با ایران را بشنوند.

برخلاف عکس العمل منفی و قابل پیش بینی ایران به توافقنامه صلح اسرائیل و امارات متحده عربی، روابط ایران و امارات پیشرفت کرده است. اگرچه سران ایران توافقنامه اسرائیل و امارات را ضد منافع خود میدانند،‌ اما باب مذاکرات بسته نخواهد شد و امارات متحده می تواند مذاکرات در مورد انرژی هسته ای را که به تبع آن دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، سازمان بین المللی انرژی هسته ای و موافقان برجام درگیر خواهند شد را آغاز نماید. یکی از موانع موجود آن است که ایران به عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان منع گسترش صلاح های هسته ای، غنی کردن اورانیوم را «حق مسلم» خود می داند. اما از سوی دیگر برنامه هسته ای ایران موجب نگرانی‌ نه تنها کشورهای حوزه خلیج فارس بلکه اسرائيل و آمریکا که خود مجهز به سلاح های هسته ای هستند،‌ شده است.

از این رو درخواست چنین مذاکره ای شعاری بیش نیست، مگر آنکه ترامپ یا بایدن مانند برنامه برجام مجددا راضی شوند که حق غنی سازی را به ایران بدهند.

یوسف العتیبه وزیر و سفیر امارات در آمریکا در گفتگو با المانیتور اعلام کرد:« نمیدانم که آیا ایران پذیرای الگوی توسعه انرژی هسته ای امارات می باشد یا نه اما میدانم که این الگو به عنوان یک چارچوب طراحی و استفاده نشده است.»

  1. بابی غوش، ستون نویس بلومبرگ نیز چنین بیان کرد که توافق بعدی ایران باید شامل یک معاهده میان ایران و آمریکا باشد، معاهده ای که جای خالی آن در برجام به وضوح به چشم می خورد. وجود یک معاهده با کنگره و مردم آمریکا به توافق جدید اعتبار می بخشد و برخلاف کاری که ترامپ با توافق ایران کرد، این معاهده با دستور اجرایی لغو نمی شود.

غوش احتمال ایجاد یک معاهده با برنده شدن بایدن و تسلط دموکرات ها بر هر دو حزب کنگره را بیشتر می داند. با وجود یک معاهده، توافق جدید به طرز چشمگیری رسمی تر به نظر می رسد و ایران اشتیاق بیشتری برای مذاکره خواهد داشت. از سوی دیگر پمپئو بیان داشت که در صورت برنده شدن ترامپ و تمایل به مذاکرات جدید،‌ توافق بعدی ایران باید در قالب یک معاهده باشد.

  1. اولین قدم برای بازسازی اعتماد از بین رفته باید تبادل زندانیان باشد. ظریف این هفته اعلام کرد که ایران آمادگی تبادل زندانیان ایرانی درخاک آمریکا یا هرجای دیگری را با زندانیان دو ملیتی که در ایران زندانی هستند را دارد. پرونده زندانیان پرونده ای باز است که باید در اسرع وقت بسته شود.

 

چنانچه دور بعدی مذاکرات آمریکا و ایران وجود نداشته باشد،‌ منطقه شاهد افزایش فعالیت های هسته ای و رقابت برای تسلیحات هسته ای در یمن، سوریه،‌ عراق، لبنان و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد بود و چنانچه ایران به دنبال تولید بمب اتم باشد، ‌عربستان و ترکیه نیز به احتمال قریب به یقین ایران را الگوی خود قرار خواهند داد. به همین دلیل است که تعامل و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای و کاهش درگیری ها و تنش های بلند مدت در منطقه به نفع همگان خواهد بود.

منبع: Al-monitor.com

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *