طلا به کدام سمت می رود؟

بدیهی است که روحیه بازار ارتباط تنگاتنگی با اخبار فاندامنتال دارد و یکی از موثرترین عوامل تأثیرگذار بر قیمت کالاها و سهام است. تحلیلگران بازار از گذشته تاکنون به دو دسته تقسیم شده اند. گروه اول گروهی هستند که باتوجه به اخبار بنیادی و حوادث در جریان، قیمت را پیش بینی می کنند و گروه دوم گروهی هستند که با توجه به اندیکاتورها قیمت آتی را پیش بینی میکنند. اما گروه سومی هم وجود دارد که من خود را جز آن می دانم، گروهی که اصطلاحا می توان به آن گروه دورگه گفت. سرمایه گذاران این گروه با توجه به اخبار و داده ها و همچنین سیگنال های اندیکاتورها مدلسازی می‌کنند تا بتوانند در مورد آینده بازار نظر خود را اعلام کنند.

آر. اِن. الیوت (1871-1948)، یکی از چارتیست های بازار و یک حسابدار حرفه ای وآموزش دیده بود که بعدها به دلیل ارائه تئوری موج های الیوت شهرت یافت. وی معتقد بود که در طبیعت یک چرخه طبیعی والگوی مشخصی وجود دارد و می توان بازتاب آن را در قیمت ها نیز مشاهده کرد. در میان چارتیسیت ها، الیوت یکی از جنجالی ترین تحلیلگران بود و بسیاری از تحلیلگران تکنیکال دید مثبتی به تئوری وی ندارند، اما از طرف دیگر خیل عظیمی از تحلیلگران تئوری الیوت را “بسیار دقیق” یافته و معتقدند که این تئوری می تواند آینده قیمت در بازارهای مالی را درست پیش بینی کند.

به طور خلاصه، تئوری امواج الیوت چنین بیان می کند که چه یک بازار در روند صعودی باشد و چه در روند نزولی، این روندها در یک ساختار مشخص خلاصه شده اند که با موج های مختلف قابل شمارش هستند. در شمارش امواج به طور کلی 8 موج وجود دارد که موج 1 تا 5 مرحله ایمپالسی را تشکیل می دهند. امواجی که به دنبال موج پنجم می آیند امواج اصلاح کننده هستند و می توانند به صورت های مختلفی نمایان شوند اما به طور کلی به صورت موج های A,B,C شمارش می شوند.

 

نمودارهای زیر، روند بلندمدت طلا از سال 2002 تا 2021 را بررسی می کنند. نمودار اول، بزرگترین موج را نشان می دهد، موج سوم از اواسط 2002 آغاز شده، یعنی از زمانی که حداکثر قیمت طلا در آن زمان 250 دلار به ازای هر انس بود و تا قله قبلی یعنی اواسط سال 2011 که طلا در محدوده 1920 دلار به ازای هر انس بود ادامه داشت. سپس وارد فاز اصلاحی شد که از اواخر 2015 شروع شد و طلا در محدوده 1920-1020 دلار بود که آن را موج چهارم اصلاحی می‌دانستند.

 

نمودار دوم از داده هایی که موج سوم و چهارم را تشکیل داده اند بهره برده تا بتواند جایگاه موج پنجم را نتیجه گیری کند. یکی از فروض اساسی این تئوری آن است که موج پنجم در واقع امتداد فیبوناچی 0.618 موج سوم است که از پایان موج چهارم آغاز می شود.  همانطور که می توانید در این نمودار مشاهده نمایید نرخ طلا در 2020 به محدوده 2067 دلار به ازای هر انس رسید که خیلی از سطح پیش بینی شده که 2088 دلار بود فاصله نداشت. در واقع پیش بینی این موج یکی از سخت ترین پیش بینی هاست. هم موج اول و هم موج اصلاحی A هر دو موج های معیار هستند و پیش بینی آنها دشوار است.

 

نمودار آخر یا نمودار سوم، بازگشت فیبوناچی موج پنجم را بررسی می کند که از سطح 1020 دلار به ازای هر انس آغاز شده و پیش بینی آن رسیدن به سطح 2088 دلار به ازای هر انس بود که در آگوست سال پیش به تحقق پیوست. به صورت کلی، یک موج اصلاحی شامل فیبوناچی بازگشتی 38.2 درصدی با .0.618 درصدی می باشد. در ساده ترین حالت ممکن، اصلاح شامل سه موج می شود. موج دوم اصلاحی که به موج B نیز معروف است روندی مشابه روند اصلی دارد و پس از آن نوبت به تشکیل موج C است که معمولا پایین موج A تشکیل می شود.

مطالعات تکنیکالی ما نشان می دهد که ما در محدوده موج A بلندمدت هستیم که به عقیده من می تواند تا 1682 دلار به ازای هر انس ادامه داشته باشد. سپس موج صعودی B تشکیل خواهد شد که می تواند موجب معاملات بین 50 تا 70 درصد افت موج اصلاحی A شود.

 

نمودار چهارم مدلی را مجسم کرده که در آن با احتساب فیبوناچی 32.8 درصدی موج پنجم، نرخ طلا به سطح 1690 دلاری به ازای هر انس خواهد رسید. علاوه بر آن پیش بینی میکند که موج  Bموجب افزایش نرخ طلا به بالای سطح 1700 دلاری و نوسان آن در محدوده 1890 تا 1990 خواهد شد.

 

نویسنده: گری واگنر

منبع: کیتکو

مترجم: صدف گل منش

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *